خرید بک لینک

درباره سایت

فردای روشن

آخرین مطالب

امکانات وب

امروز مثل ای ادم مرده خواب بودم اگه بگم چقدر خوبیدم باورتون نمیشه

بیدار که شدم خیلی گشنم بود از بستنی شروع شد تا جیگر الانم احساس میکنم میخوام منفجر بشم

مامان زنگ زد بیداری دایی میخواد بیاد خونه نه خواب باشی نه این که خوابم سبک هست واسه همین پاشدم خونه یکم مرتب کردم در حین تمیر کاری باز احساس کردم گرسنمه بعد باز احساس کردم دارم چاق میشم با خودم گفتم چیری نخورم بهتره امدن ی نیم ساعتی نشستن رفتن دایی که من هنوز در باز نکردم میگه فاطی بالشتت بیار همش خواب بود بعد رفتن اونا رفتم پشت لب تاب سراغ درسا چندتا از کلاسا شرکت نکرده بودم .

یکم برنامه هارو نگاه کردم چندتا از کتابارو هنوز نداشتم فکنم فردا برم شهر بگیرم کرونا نگیریم صلوات

برچسب: نویسنده: محمد رنجبر تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 ساعت: 1:54

صفحه بندی